السيد الخميني (مترجم: اسلامى)

521

تحرير الوسيلة (فارسى)

اشكال ندارد هر چند آب زياد باشد ، بلكه فرو بردن قسمتى از سر اگر چه منافذ سر ( مانند دهان ، بينى ، چشم و گوش ) هم در آن قسمت باشد ، اشكال ندارد . و همچنين فرو بردن تمام سر به ترتيب ، يعنى نصف سر را فرو برده ، بيرون آورد ، آنگاه نصف ديگر آن را فرو برد ( اشكال ندارد ) . ( 1 ) مسألهء 14 - اگر به خيال اينكه سرش در آب فرو نمىرود ، خود را در آب بيندازد و اتفاقا در آب فرو رود ، روزه‌اش باطل نمىشود ، اگر طورى نباشد كه به حسب عادت در آب فرو رود و اگر عادتا فرو برود و با توجّه به آن ، خود را در آب بيندازد ، بنابر احتياط ( واجب ) در حكم كسى است كه عمدا سر را در آب فرو برده ، مگر آنكه يقين داشته باشد كه فرو نمىرود . ( 2 ) مسألهء 15 - اگر روزه‌دار غسل ارتماسى كند ، اگر روزهء او واجب موسّع يا مستحب باشد ، روزه‌اش باطل و غسل او صحيح است ، و اگر روزهء او واجب معيّن باشد و به اوّلين لحظه ارتماس قصد غسل كرده باشد ، غسل و روزهء او باطل است ، اگر چه مورد تأمّل است ، و اگر با درنگ در زير آب يا در حال بيرون آمدن از آن ، نيّت غسل كند ، در غير ماه رمضان غسلش صحيح است و روزه‌اش باطل ، اما در ماه رمضان هم غسل و هم روزه‌اش باطل است ، مگر اينكه توبه كند و هنگام بيرون آمدن ، نيّت غسل كند ، كه در اين صورت غسلش صحيح است . ( 3 ) هشتم : رساندن غبار غليظ به حلق ، بلكه غبار غير غليظ هم بنابر احتياط اگر چه اقوا خلاف آن است ، چه رساندن غبار به حلق به خاطر غبار كردن خود او باشد ، از راه جارو كشيدن و مانند آن و چه به خاطر غبار كردن شخص ديگر يا هوا باشد ولى او خود را در معرض رسيدن غبار به حلق قرار دهد و از رسيدن آن به حلق جلوگيرى نكند و در جايى كه جلوگيرى از رسيدن غبار به حلق دشوار است ، باطل شدن روزه محلّ تأمّل است و اگر با فراموشى يا غفلت ، يا قهر و اجبارى كه بىاراده شود و يا به خيال اينكه به حلق نمىرسد ، باشد ، اشكالى ندارد ، مگر آنكه غبار در فضاى دهان جمع شود ، آنگاه آن را با اختيار فرو دهد . و بنابر اقوا بخار به غبار ملحق نمىشود ، مگر آنكه در دهان تبديل به آب شود ، سپس آب را فرو برد . چنان كه دود نيز بنابر اقوا به غبار ملحق نيست ، البتّه بنابر احتياط ( واجب ) كشيدن دود ملحق به رساندن غبار به حلق است ( و روزه را باطل مىكند ) . ( 4 ) نهم : اماله كردن به مايعات هر چند به خاطر مرض و مانند آن باشد ، ولى اماله كردن با جامد ، مانند شياف اگر براى مداوا باشد ، اشكالى ندارد . و امّا داخل كردن ترياك و مانند آن به منظور استفاده غذايى و يا نعشه شدن ، مورد اشكال است ، پس احتياط در اجتناب از آن ترك نشود و همچنين هر چيزى كه موجب تغذيه از اين مجرا بشود ، بلكه از غير اين مجرا مانند تزريق چيزى كه غذائيّت دارد . البّته تزريق چيزى كه غذا نباشد ، براى مداوا اشكالى ندارد چنان كه رساندن دوا از راه جراحت به جوف اشكال ندارد . ( 5 ) دهم : قى كردن عمدى اگر چه ناچار باشد ، نه آنكه عمدى نباشد و معيار آن است كه